تبلیغات
دست نوشته
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
دست نوشته
حضور به حضور می زایم زمان را از نور...
ری را -م پنجشنبه 10 مهر 1393 نظرات ()
نگاهت را می ستایم
خنده ات را هنوز؛

از دوردستها...،

میان شر شر آبشاری که نه از نیاگارا می بارد
و نه در ذهن دختری کولی جاریست.

این صدای تنهایی من است.

که چشمان گرگان تیز دندانی برآن بسته شده.
و من هنوز غوطه ورم 
میان این زمهریر بی پایان که خورشید را به اسارت برده است.

 هنوز شبها از کلاف نگاهت شالی گرم می بافم
و صبح ها به گردنم می اندازم.

به امید آنکه فردا خورشید بر دل سردم بتابد.

113 روز در سرما
تولدت مبارک




ری را -م یکشنبه 9 شهریور 1393 نظرات ()
خوشا به حالت ای روستایی
که نه غم ایام به دل داری
و نه در پس توده ای از فهم نفهمی گر می گیری.
نه شعله می شوی
که ترس از خاکستر شدن در ضمیرت جاخوش کند.
و نه دلی آنقدر نازک که با هر سنگ بی مهری بشکند.
اما من
دیگر نه لبخندی
نه دلبندی،
تنها تلخندی تلخ
مزه ای گس
در نهانم می چرخد،
و این روزگار
هر روز با اسلحه ای
گلوله ای از سفیدی بر شقیقه هایم شلیک می کند.
این تنها رنگ حقیقی این زندگی است.
آمیزشی از سفیدی گلوله ای نابهنگام
بر سیاهی جوانی ام.
که مرا به خاکستر می کشد.

ری را، م



ری را -م جمعه 3 مرداد 1393 نظرات ()
وقتی مردی برای نوازش گیسوانت نداشته باشی...
دیگر فرقی نمی کند؛ 
دیگر دلت نمی خواهد،
یلدا بودن گیسوانت را.

ری را.م




ری را -م سه شنبه 31 تیر 1393 نظرات ()
ای کاش ای کاش هایم را خط می زدی 
ای کاش 
کمی کنکاشم می کردی 
ای کاش 
زمان را به فراموشی نمی سپردی 
ای کاش ....
کمی با ما بودی 
.....
تو هم با ما نبودی !

ری را - م 



ری را -م چهارشنبه 18 تیر 1393 نظرات ()
موریانه ای شده ام بعد از تو
که به جان ریشه هایم افتاده ام



ری را -م شنبه 31 خرداد 1393 نظرات ()
گلایه می کردی 
از من و این نوشته ها 

گلایه می کردی اگر میان خطوطم نام تو نبود 
حالا به آرزویت رسیدی 

عشقت داغی بر دلم نهاده 
که تا پایان دنیا حرف دارم 

برای گفتن از تو .....

ری را - م 
9 روز بعد 





زمستان رو نمایی می کند 
آنهم زمانی که درختان میوه می دهند .

دستانم سرد است 
قلبمــــــــــــــ
قیامت به پا کردمـــــ
و تمام هستی ام را با چرا های بی جوابی به آتش کشیدمـــــــــ

من هنوز همان خاکستری بی آلایشم 
کاش باد نوزد 

می ترسم  از آتش وا مانده در دلمـــــــــ
بگذار تا خود بسوزم 
بگذار جنگل یخ زده همچنان آرام گیرد . 

خواب زمستانی بر تو مبارک 
خواب زمستانی بر تو مبارک 

ای کاش بهاری باشد 
ای کاش خورشیدی بتابد 

ای کاش آینه های بی تصویر بشکند 
ای کاش من را با طناب ای کاش دار نمیزدی !

ری را . م 
4 روز بعد 



ری را -م چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 نظرات ()
پیش تر گفته بودم 
بهانه های خنده که کم شود 
کار خدا هم ساده تر می شود 
دیگر نیازی به ظهور و قیام ندارد 
ما خودمان قیامت می کنیم 

اینبار چون گله ی گرگی گرسنه 
که با پلک باز می خوابد 
از ترس خورده شدن 

دنیایی ساخته ایم 
که در آن آدم خواری رسم است 
خیانت امتیاز مان را بالا می برد 
و حشونت برای کسب قدرت 
چون پرچمی بر بالای قله می ماند ...

این دنیای من شده است 
این روزها میش ها گرگ شده اند ؛
گرگانی چوپان خوار .
ولی نه به بهانه ی دروغ 
که به جرم صداقت ...

چوپان بی گله بودن به 
ز چوپانی زخم خورده از گوسفند!!!

ری را - م 
31/ اردیبهشت / 91



ری را -م یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 نظرات ()
و مرگ هاله ی سنگینی بود بر این روز
که خورشید مرا زایید و خاموش شد ... 
شرم می کنم از دیدن سایه هایی که هنوز سرپایند.

من زاییده شدم 
مرگ زایید مرا !!!

و نخی از من اویزان است 
به دنیا 
و دنیا 
به من .

من !!!
بچه مرگی دل تنگم .

ری را - م 
28/ اردیبهشت / 93
به مناسبت تولد خودم 



ری را -م یکشنبه 22 دی 1392 نظرات ()
میان اینهمه همهمه ...
قرآنی که بالای سرم می خوانند؛

و دلشوره ای عجیب
 مرا میان هیاهوی زنان و مردانی با لباس های سیاه سرگردان کرده است . 

طعمی که در تلاقی خطوط افقی در انتظار من است . 
کاش ارابه ای سیاه آنسوی این خطوط منتظرم باشد.
و موسیقی دلنوازم را به رسم یادبود برای سیاه پوشان بی گوش پخش کنند. 

باید نامه ای بنویسم. 
ارابه آنسوی خطوط منتظر است !

ری را - م 




ری را -م چهارشنبه 21 فروردین 1392 نظرات ()

راست می گویند که زمین گرد است ، اما فراموش کرده اند که اضافه کنند زمان هم گرد است ، وقتی که دوباره در اوج شکوفایی ِ زمین به  دوره ی ماقبل تاریخ برمیگردیم و هر کدام هابیل کشی می شویم که به جای سنگ با بمب و موشک به جنگ هم می رویم  . کنده ای نیم سوخته در ما تحت ملت فرو کرده اندو ککشان هم نمی گزد از این درد نفس گیر ؛هر از گاهی انگشت شصتشان را برای این مردم درد کشیده به نمایه می گذارند ... این آینده  است ، آینده ای که نیامده باید برایش مراسم فاتحه خوانی برگزار کرد ... این آزادی بیان است که سر سبز جوانانش را سرخ می کند و برنامه ای از آن می سازد  تا سفره ی خانواده های ایرانی خالی نباشد ... دوباره بهانه ای جدید برای نسل کشی یافته اند ، اگر هنوز خدایی هست به دادمان برسد ، لطفاً!!!

ری را - م




ری را -م پنجشنبه 15 فروردین 1392 نظرات ()

رخنه می کنــــــــــــی در مـــــن

که هر دَم می میــــــــــــــــــــــرم ، در دَم...

و باز دَممــــــــــــــ در آغـــــــــــوش ِ خامـــــوش تو خــــواهد بود.

 

ری را-م

کافه سپیدگاه

91.1.14




ری را -م یکشنبه 11 فروردین 1392 نظرات ()

 دستهایتــــــــــــــــــــــــــ !!! 

پیشانی ام را غرق در عرق سردی می کند که تا ستون فقراتم راه می گیرد.

جای دود سیگار میان انگشنانت و دست روی پیشانی ام را عوض می کنی ،

گرم می شوم اینبار

و تا صبح در خیمه ی بیداری حجله آرایی می کنم

شاید باز هم دستانت گرمای پیشانی ام را سنجید .

 

ری را - م

 




همه جا پر از لکه هایی است که انگشتانم بر جای گذاشته اند،

 روی شیشه ی امروز.

باید برای فردا فکری کنم،

پیازخرد خواهم کرد.

باران که ببارد

شیشه ی اندیشه ام پاک خواهد شد.

 

ری را - م

 




ری را -م یکشنبه 4 فروردین 1392 نظرات ()

من تنها یک زنمـــــــــــــــــ

گاهی ترش می شوم

گاه شیرین

و همیشه دل تنگــــــــــــــــ !!!

برای آغوشی که مرا بی وقفه لبریز می کند

از آرامشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ...

 

تقدیم به تو بهترینم  




(تعداد کل صفحات:9)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
پروفایل مدیر
آخرین مطالب
نظر سنجی
لطفا نظرات خود را بازگو کنید.





نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ