دست نوشته



گاو نر حوا می میرد

حاضری زندگی ات را با گاو نر مرده ام طاق بزنی ؟

 

چشم طمع بر دنیایت ندارم

چشمم به دنبال هوایی است که تو از آن استنشاق می کنی .

هوایی که مرا حوا می کند

 

حوایی که این بار آدم نمی پرستد

خدا را در نگاه آدم نظاره می کند .

آدم خدای حواست .

 

خدای من !

گاو نرم را قربانی ات کردم

قربانی زندگی دوباره ای که بخشیدی

و گذشته ای که از آن گذشتی

و باز من را در پوستین همان گاو جای دادی

تا گرمای تنش گرم کند لحظات مسخ شده ی رفته بر من را

 

گاو نر گذشته ام

تو  ،

و تمامی زمانی که بر من گذشت را

میان گرمای پوستینت

به  حال ، بدل می کنم

 

من

آدم می شوم

و تو حوای منی

 


دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط ری را -م | نظرات ()

گاوی به نام حوا

 

گاوی نر بر روی بازوانت می چرد.

و تو چُرت می زنی مدام

زیر پاهای گاوی که محو می شود و پیدا...

 

دیشب هوای حوا بودن  داشتم

سردم بود

گاوت را کشتم

با پوستش پالتویی ساختم برای یک عمر

تا گرم بمانم

صدای ما... می دادم  

اما جز من کسی در آن حوالی نبود

 

چشم می بندم  و تن به زمین می سپارم

تا تو را در اندامی دیگر در آغوش کشم

 

من تنها گاو نر  ِ روی زمینم

که احساسی زنانه مرا در آغوش کشیده است

 

تقدیم به حوا...


شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط ری را -م | نظرات ()

گمراه

وچه سخت می شکند مرا خویش گمراهم!!!

که من بی او محازی بسته به هوایم .

خواه هوای نفسم مرا رهنمون شود،

خواه عناصر اربعه خواهان تن فرتوطم باشد.

در هر حال من مرده ای بند به هوایم .

 

91/2/8

کافه هفت


جمعه 8 اردیبهشت 1391 توسط ری را -م | نظرات ()

نان وایی

سنگ های نان وایی

سنگ های داغ نان وایی

سنگ هایی گله مندند.

می سوزم ،

جای سنگی که گیر کرده میان خمیر جوش شیرین خورده ی نان وا.

سنگ می شوم که بسوزی .

لای خمیر خام دنیا خفه می شوم

تا خاکسترم دامانت را بگیرد.


سه شنبه 15 فروردین 1391 توسط ری را -م | نظرات ()

زمان

خشمت را می خوری

خمیازه می کشی

کش می آیی و در آخر خاموش .

 

این تمامی تو می شود

زمانی که زبان در کامت نمی گنجد

یا سرت بر تنت زیادی می کند

 

روی آسفالت های کهنه پیاده روی می کنی

به وقایع روز مره فکر می کنی

شاید سیگاری آتش کردی

شاید هم سیگار را برای همیشه ترک کردی

نمی دانم ...

تصمیمش با توست

 

صبر کن !

کمتر از آنچه فکرش را کنی باز خواهی گشت .

قسمت را فراموش نکن

 

حق همیشه با آن بالایی هاست

حالا فرقی ندارد که بالا خانه ی مغز تو باشد

یامحل استقرار خدا

مساله بالا تر بودن است

اگر کمی جسور باشی

با آن بالا می رسی

 

کمی آرامتر قدم بردار

مرز واقعیت و رویا را حفظ کن

و تا می توانی موجودات خیالی طرح کن

در آینده فرو برو

اما ...

از گذشته فرار نکن!!!

 

فقط باید یاد بگیری

چگونگی فرورفتن در احجام را

و اگر زمان را داری حجم بدانی

خواهی دیدکه چگونه با تلنگر حافظه ات صدا خواهد د اد

حجمی تو خالی به نام زمان .


یکشنبه 7 اسفند 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

تو مردی مرد!

تو مُردی مرد .

بنگر در چشمانم

که ترسیمی از آخرین توست

هنگام جان دادن زیر دستم

هی جانی .

جانی

جانی؟!

کجابودی؟

باب کو؟

چرا با تو نیامد؟

رابرت را خبر نکردی ؟

ژاکلین در راه است ؟!

خوب است

پس وعده ی امشب پرو پیمان است

می نشینیم

بر سر یک میز

غذایی می خوریم

باب میل

و شکم را می مالیم

بینابین  وعده ها

بعد از صرف غذا

ولو می شویم

روی تختی

که تنها ما حکم می رانیم در آنجا

اینچنین طی می شود

شب جمعه ای دیگر

و سکس شبانه

ترسیم می کند

نقش صبحانه ای لذیذ تر

در دیدگان همیشه گرسنه ی ما .

چرا دستانت بر گلویم سنگینی می کند؟

چه می کنی زن ؟

خفه شدم

دستت را بردار

این شوخی احمقانه است

بس است

خ ِ خ ِ خ ِ...

ژاککککککککککلییییییییی.......

.....................

مُردی مرد؟

بنگر در چشمانم

که ترسیمی از آخرین توست .


پنجشنبه 29 دی 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

پیام تبریک

سلام به همه ی دوستای ری را

می خوام از همین جا تولد یکی از بهترین های دنیا رو به همه تبریک بگم . یکی که من هیچ وقت نتونستم کاری برای خوشحال کردنش انجام بدم . وتنها کاری که می تونم براش بکنم اینه که همین جا بهش بگم که وجودش برام خیلی با ارزش و ... اینکه خیلی خیلی دوستش دارم . با یه عالمه ماچ و بوس و بغل . امیدوارم با دیدن این پست دوباره اون خنده ی قشنگش رو لباش بشینه

مجتبی عزیزم

تولدت مبارک

دوست دار همیشگیت

ری را


چهارشنبه 13 مهر 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

حذف به قرینه

حذف به قرینه

این تکنیک این روزها خیلی جواب میده .

حذف به قرینه ی نان به ازای آزادی

حذف به قرینه ی عشق به ازای فاحشگی

حذف به قرینه ی هویت به ازای  نسل کشی

 


شنبه 26 شهریور 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

رویا

خواب مرگ خاطره هاست

می خواهم بخوابم

تا خاطرانم بمیرد

و دیگر بار زنده شوم

در رؤیا.


پنجشنبه 30 تیر 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

غذایی برای من

و مرگ !

تنها غذای مانده در توبره ام بود.


چهارشنبه 8 تیر 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

حرامزاده

 

 

·         چه می کند

این نَفس!!!!!!!!!!

که تنگ مرا گرفته است در بر.

از دیدن 

دامن های کوتاه

و شلوار جین لوله تفنگی

که شلیک می شود بی امان

و می نشیند بر چشم یک نرینه

از گوشت و پوست میگذرد

و در قسمت تحتانی تعبیه می شود

و تا زمان همخوابگی فرو نمی نشیند

و حاصلش می شود

توله ای از تخم و ترکه ی خطاب.

و تو پول خرج می کنی

برای این مایه ی ننگ

که خِفت می کند تو را

به بهای کشف علم ژنتیک .

تو می شوی

پدر

برای حرامزاده ای

که شاید

چون داوینچی

نابغه ای باشد

خفته در کمرت .

شاید هم

عمربن خطابی باشد

که همخوابگی با مادر را تجربه می کند

بی اذن پدر .

که می داند

چیست اسرار

نهان

در این گلوله ای که شلیک می شود

به سویت ؟!

 

 


شنبه 21 خرداد 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

حسن ختام


خانه را خالی ز یاد من کنید
من به زودی از میان این همه اندیشه خواهم رفت.

پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

مرگ من

  • مرگ من پیرمرد دیوانه ایست كه ازته دل به من می خندد.

 

 

شاید احمقانه باشه اما این احساس در من حقیقی ، احساس یه اتفاق بزرگ ، وقتی دارم این پست وبرات می ذارم  منگی مرگ و زندگیم احاطه ام كرده ، یه احساس ترس اما دلنشین دارم و یه چیزی تو قلبم تكون می خوره كه ترس و برام شیرین می كنه . ترس از یه دنیای نا شناخته ؛ من افسرده نیستم . اما دارم به وضوح می بینم هاله ای رو كه منو احاطه كرده و به من حس یه نوزاد تازه متولد شده رو می ده . باور كن راست می گم . یه اتفاق بزرگ ...اولین بار كه دارم می نویسم بدون طفره رفتن و استعاره ، این احساس حقیقی دوست من .


پنجشنبه 25 فروردین 1390 توسط ری را -م | نظرات ()

فراخوان سكوت

 

·         دیوارهای دود گرفته

که با دستمال نمدار تمیز نمیشوند

زباله های روی زمین

که با چسب دوقلوچسبیده اند... .

و شمس و حافظ و مولانا

که میان مردمان نان ماشینی

چروکیده... .

حتی عینک ها راهم دیگر

با خاصیت طبی بودنشان

نمی سنجند.

مرمان بر پوچی سجده گرند

بر هیچستان چنگگ می زنند

و از حقیقت غافل.

مگس ها را  قاتل اند

و سوسکها را سارق ،

و توجیه شان

پر كردن شكم 

كه باد كرده است پیش تر

از طعم زنان زیبا.

این اقوام

سر کتاب باز می کنند

 حتی برای خدا .

فراخوان می کنند

سکوت را در سرمای سیاه

تادلخوش شوند روباهان دین پناه.

و تشویش حاصله از تأثیر ورد ودعا

می پراکند مرضی اَدهَم

که رایج است میان آدمهای بی غم

و سر انجامش :

وصلت ِ ناکِسان مرتد

با درویش مسلکان پر زرق وبرق.

حاصله از آن است کودکی

 که  کام نگرفته از این بحر .

ای کاش عقیم می ماند این شب

که آبستن است

حوادث را در سراپرده ی درد.

.

.

.

و مردی که پخش می کرد میان رهگذرها

فراخوان سکوت در برابر عرفان .

 

 


سه شنبه 21 دی 1389 توسط ری را -م | نظرات ()

خاله خشكه

سلام به همه ی دوستای خوبم . امیدوارم كه تو این مدت مارو فراموش نكرده باشید . ببخشید اگر كم كاری می شه . امیدوارم كه بتونم به زودی جبران كنم . بابت فیلتر شدن بلاگفا متاسفم اما به زودی تو بلاگر یه طوفان عظیم به پا میكنم . اینم اون پستی كه تو بلاگفا باز نشد . منتظر نظراتتون هستم .

دوست دار شما

ری را

 

آی ی ی ....

خاله خشكه های قجری كجایید !!!

این حرمسرا را دریابید .

اینجا همه چادر به سر می آیند تو

بی اذن دخول

و به هنگامه ی شب ژ

باد می كند شكم دختران این بادیه

آنهم بدون اسمی در سه جلدشان

و همین زن نماها

هنگامه ی صبح

با شال و قبا

راه می روند در سر سرا

و دستور بخشش مستعمرات می فرمایند

و هر روز نرخ نان را جزومصوبات مجلس می خوانند

آی ی ی ی ی

خاله خشكه ها

كجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟

بیایید

این مردان را از حرمسرا برانید

تخم مول بر چینید

و مملكت به گا رفته از نو بنیان نمایید.


سه شنبه 23 آذر 1389 توسط ری را -م | نظرات ()




rira48@yahoo.com

گاو نر حوا می میرد
گاوی به نام حوا
گمراه
نان وایی
زمان
تو مردی مرد!
پیام تبریک
حذف به قرینه
رویا
غذایی برای من
حرامزاده
حسن ختام
مرگ من
فراخوان سكوت
خاله خشكه

اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
آذر 1389

ری را -م

ساده
من یك محمد هستم
لغت نامه دهخدا
رمان شب روشن
روزاور
کلبه تنهایی من
نسیم منزل لیلی
اعتراض
گل آفتاب گردان،خسته از زمان
وبلاگ تخصصی روانشناسی
اندیشه سبز
عزراییل و عقده گشائیهایش
کسری و فرشته ی مرگ
من+تنهایی/علیرضا تنها
آش شله قلمکار
پازل
jaz dream
وب شهر
انجمن های متافیزیک و ماورا
نور
دست نوشته های آزاد- ری را
درد دل
مرداب
مهتاب عشق
برای عشق عزیزم
دفترچه وبلاگ خاطرات رونیک
مجله قومس
ببر زرد
گرگ زرد
هبوط نور
حق جنون
و خدایی که در این نزدیکی است
به امید پیروزی جنبش سبز
ایران ما
اشعار هادی بیگ
خودکشی
مشاعره ی شاعران ایرانی
دل نوشته های پسر تنها
شبنمهای عشق
امتداد عشق
یه سایت تفریحی با حال و توپ
هم نفس من
زنگوله های عاشقی
این اتاق کاغذی
ضربان غم
آپدیتNOD32100%
دست نوشته های وحید شاهرخیان
ایران من
شعر پارسی
رویای نیمه تمام
وندا
خموشانه
فنا
رز سرخ
دانلود بالینک مستقیم و سرعت بالا
ترنم پاییز
نم نم باران
گرفته دل
گاهی نامه
طنین تنهایی

Iranian Download
Iranian Download
سایتی پر از شکلک برای وبلاگ شما
فروشگاه های اینترنتی ایران
فقط عکس طبیعت
مرجع تخصصی نیازمندیها

لطفا نظرات خود را بازگو کنید.





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد