تبلیغات
دست نوشته - زمان
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
دست نوشته
حضور به حضور می زایم زمان را از نور...
ری را -م یکشنبه 7 اسفند 1390 نظرات ()

خشمت را می خوری

خمیازه می کشی

کش می آیی و در آخر خاموش .

 

این تمامی تو می شود

زمانی که زبان در کامت نمی گنجد

یا سرت بر تنت زیادی می کند

 

روی آسفالت های کهنه پیاده روی می کنی

به وقایع روز مره فکر می کنی

شاید سیگاری آتش کردی

شاید هم سیگار را برای همیشه ترک کردی

نمی دانم ...

تصمیمش با توست

 

صبر کن !

کمتر از آنچه فکرش را کنی باز خواهی گشت .

قسمت را فراموش نکن

 

حق همیشه با آن بالایی هاست

حالا فرقی ندارد که بالا خانه ی مغز تو باشد

یامحل استقرار خدا

مساله بالا تر بودن است

اگر کمی جسور باشی

با آن بالا می رسی

 

کمی آرامتر قدم بردار

مرز واقعیت و رویا را حفظ کن

و تا می توانی موجودات خیالی طرح کن

در آینده فرو برو

اما ...

از گذشته فرار نکن!!!

 

فقط باید یاد بگیری

چگونگی فرورفتن در احجام را

و اگر زمان را داری حجم بدانی

خواهی دیدکه چگونه با تلنگر حافظه ات صدا خواهد د اد

حجمی تو خالی به نام زمان .




درباره وبلاگ
پروفایل مدیر
آخرین مطالب
نظر سنجی
لطفا نظرات خود را بازگو کنید.





نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ