تبلیغات
دست نوشته - بیوه ی دیو
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
دست نوشته
حضور به حضور می زایم زمان را از نور...
ری را -م یکشنبه 25 تیر 1391 نظرات ()

سر به زمین می سپاری و لنگ  در هوا

که شاید مالامال ، مال شوی

با آب حیات

 

به بهانه ی خوردن بلال و طعم چای

پای در دنیا نهادی و چشم باز کردی

!!! چشم بستی

 

تا کودک بودی بستنی قیفی  بود و 

 بادبادک

و دمپایی های قرمز لیلا

که حسادت را یادت داد

 

سیزده و چهارده

هم بازی با مرد خیالی

خودشیفتگی

و آرزوی بزرگ شدن

نقش بست  روی  آینه ی مادر

 

هفده و هجده

آرزو پروری  می آموز ی

تا سر ِ نرم ِ پیل تنی را نوازش کنی

و ریش خامی ات را به نمایه بگذاری

 

از دروازه ی دو دهه که گذشتی

دیو بچه ی دنیا به رویت لبخند می زند

تو صیغه ی دیوی

پای لنگ عرفانت در زنجیر

،جسم

.عریان

 

مال می شوی

برای امیال

 

آب حیات بر زمین می ریزد

دیو دنیا کرنش می کند

.طلاقت می دهند

 

!!!بیوه ی دنیا

چشم می گشایی

.چشم می بندی

 




درباره وبلاگ
پروفایل مدیر
آخرین مطالب
نظر سنجی
لطفا نظرات خود را بازگو کنید.





نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ